اینبار نوبت جنبش زنان است که موج جدید تعرض رژیم را در هم بشکند

 

 

از بعد از ظهر روز شنبه 1 خرداد ماه، ماموران سركوبگر رژيم اسلامي تحت عنوان به اصطلاح ارتقاي امنيت اجتماعي يكي ديگر از طرحهاي سركوبگرانه خود را در بخشي از تهران آغاز كردند.

ماموران انتظامي رژيم اسلامي ضمن استقرار در خیابان گلبرگ و فلکه اول تهرانپارس در تهران، براي رانندگان خودروها ايجاد مزاحمت كرده و بيش از 30 خودرو را توقيف نمودند و مدارك برخي از رانندگان اين خودروها که اكثر آنان زن بودند را ضبط كردند. این طرح بیشتر زنان ایران را مورد آماج خود قرار داده است.

"حسين قاسم لويي"، معاون عمليات پليس امنيت تهران در گفتگو با رسانه هاي خبري وابسته به رژيم گفت: اين طرح چهارمين مرحله از طرح 9 مرحله‌اي ارتقاي امنيت اجتماعي است و فاز اول طرح در 10 منطقه‌اي كه از قبل شناسايي شده آغاز و ادامه خواهد يافت.

مقامات رژيم اسلامي همزمان تلاش دارند اين طرح سركوبگرانه را در دانشگاهها نيز به اجرا درآورند، اما با مقاومت و اعتراض دانشجويان به ويژه در دانشگاههاي اميركبير و آزاد كرج روبرو شده اند.

اين طرح سركوبگرانه و ضد انساني در حالي آغاز مي شود كه تلاش برای اجرای طرح موسوم به عفاف و حجاب با هدف مقابله با بی حجابی زنان بشدت ادامه دارد و مقامات ریز و درشت رژیم تهدیدات سركوبگرانه خود علیه بد حجابی زنان را افزایش داده اند.

تشدید فشار بر زنان به بهانه بدحجابی در حالی انجام می گیرد که فشار بر فعالین جنبشهای اجتماعی در زندانها نیز افزایش یافته، به صورتی كه هر روز اخبار جدیدی از تشدید فشارها علیه زندانیان سیاسی در زندانهای رژیم منتشر می شود.

 

تعرض به ابتدایی ترین حقوق زنان در نظام جمهوری اسلامی امری نهادینه شده است و اصلا تازگی ندارد. این رژیم در همان ابتدای سر کار آمدنش، به خون کشیدن انقلاب توده های مردم را با تعرض به زنان آغاز کرد.

در همان ماه های اول به قدرت رسیدن رژیم اسلامی دسته های حزب الله در تهران و شهرستانها سوار بر اتومبیل های بلندگودار به حرکت در آمدند و زنان عابر بی حجاب را با تحکم و ناسزا به رعایت حجاب اسلامی فرمان می دادند. در مدارس دخترانه با دانش آموزان آنچنان رفتار می شد که گویی نفس به مدرسه رفتن آنها گناه بوده است. آنان باید به هزار و یک بهانه واهی بخاطر خندیدنشان، نشست و برخاستشان، دویدن و ورزش کردنشان در اصل به خاطر زن بودنشان کیفر ببینند. نه در مدارس و نه در هیچ جای دیگر صحبت از ورزش دختران و زنان و استفاده آنان از امکانات عمومی ورزشی در میان نبود.

رسما ورود زنان بی حجاب به بسیاری از اماکن عمومی ممنوع شد و زنان بی حجاب از استفاده بسیاری از امکانات محروم گشتند. زنان بازنشسته دیگر نمی توانستند حقوق بازنشستگی خود را دریافت کنند مگر با ارائه کارت شناسائی که عکس آن با حجاب می بود. تامین شغلی زنان کارگر و کارمند بخاطر سر فرو نیاوردن به این تبعیضات آشکار به خطر افتاد و عملا بسیاری از زنان بخاطر مقاومت و ایستادگی شان از کار اخراج شدند.

با سرکار آمدن رژیم اسلامی حقوق زن بعنوان یک انسان هر روز بیش از پیش از دست رفت و اهمیت نقش اجتماعی زن هر روز کمرنگ تر شد. زنان بدون اجازه مردان از انجام بسیاری از کارها محروم شدند. ازدواج یک دختر بالغ بدون اجازه پدرش دیگر رسمیت نداشت و در دفاتر رسمی ثبت نمی شد.

این تضییقات عمومی علیه زنان در سطح جامعه بدرون خانواده هم کشیده شد. عدم حمایت قانون و اجتماع از زن، مردان متعصب و برتری طلب را در خانه جری تر کرد و موقعیت زنان در خانواده را به مقام پست تری از آنچه موجود بود تنزل داد.

قوانین مصوب نهادهای جمهوری اسلامی اعم از قانون اساسی و یا مصوبات مجلس تا قوانین کارگاهها و موسسات دولتی و دادگاههای شرع همگی بر فرودست بودن زنان در این نظام تاکید دارند.

 

رژیم جمهوری اسلامی با داشتن این کارنامه سیاه از تحقیر و زور و اجحاف علیه زنان، اکنون که به سالروز خیزش های توده ای بعد از کودتای انتخاباتی سال گذشته نزدیک می شویم، با طرح موسوم به عفاف و حجاب با هدف مقابله با بی حجابی تعرض تازه ای به زنان ایران را آغاز کرده است و مقامات و آخوندهای ریز و درشت رژیم تهدیدات خود علیه پدیده بدحجابی را به شدت افزایش داده اند.

اگر چه پدیده بدحجابی همواره یکی از اشکال مقاومت زنان علیه قوانین ارتجاعی جمهوری اسلامی بوده است و زنان ایران همانگونه که بسیاری از قوانین ارتجاعی این رژیم را در جریان زندگی روزمره زیر پا گذاشته اند، با رعایت نکردن حجاب اجباری نیز، قوانین زن ستیز رژیم اسلامی را به چالش کشیده اند، اما گسترش ابعاد تهدیدات سران رژیم علیه پدیده بدحجابی در شرایط کنونی اهدافی فراتر از رعایت حجاب اسلامی را تعقیب می کند. رژیم جمهوری اسلامی می خواهد در آستانه سالروز خیزش های خیابانی  از زنان ایران بخاطر حضور چشمگیرشان در اعتراضات توده ای بعد از کودتای انتخاباتی زهر چشم بگیرد. گسترش دامنه تهدیدات و فشار بر زنان به بهانه بد حجابی در همانحال بخشی از اقدامات نقشه مند و سیستماتیک رژیم برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه است.

رژیم برای پیشبرد همین اهداف خود از مدتها پیش تلاش کرد که با احضار مکرر و بگیر و ببند فعالین و رهبران کارگری و تشدید فشار بر آنها در داخل زندان آنها را مرعوب نماید و مانع پیشبرد فعالیت آنان شود. اما فعالین و رهبران جنبش کارگری و تشکل های موجود کارگری نه تنها مرعوب تلاش های سرکوبگرانه رژیم نشدند، بلکه با فراخوان و سازماندهی آکسیون های سراسری در روز کارگر، با طرح مطالبات و اعلام مواضع خود در قبال وضع موجود، عزم خود را برای دخالت آگاهانه تر و نقشه مند در کشمکش های اجتماعی و سیاسی این دوره نشان دادند.

اگر چه اعدام های گروهی در تاریخ حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی پدیده تازه ای نیست، اما رژیم در ادامه نقشه های جنایتکارانه خود اینبار "فرزاد کمانگر"، معلم آزاده و انقلابی همراه با چهار تن دیگر از زندانیان سیاسی را به دار آویخت تا مردم کردستان را مرعوب نماید،و آنها را در این آزمون به زانو در آورد. مردم کردستان با اعتصاب عمومی شکوهمند خود در روز 23 اردیبهشت ماه پاسخ دندان شکنی به سران رژیم جمهوری اسلامی دادند و رژیم را در پیشبرد نقشه های خود ناکام گذاشتند.

اکنون نوبت جنبش زنان است که با شناخت موقعیت ضعیف و درمانده رژیم و با اتکا به دستاوردهای جنبش کارگری در روز کارگر امسال و تجارب و دستاورد جنبش انقلابی کردستان در به شکست کشاندن آزمون رژیم، موج جدید تعرض به زنان ایران را در هم بشکند و رژیم جمهوری اسلامی را در رسیدن به اهداف خود ناکام بگذارد. بدون شک جنبش کارگری و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی در این رویاروئی، متحد و پشتیبان جنبش زنان خواهند بود.

 

 گفتار روز تلويزيون كومه له

 

3 خرداد ماه 1389

 

24 مه 2010